جعفر بن أبى إسحاق دارابى كشفى
698
تحفة الملوك ( فارسى )
به زردى كه آن اسلام فقط است . « 1 » و موى زير بغل و عانه را در هر هفته ازاله كند « 2 » ، و اگر نشود ، پس در هر پانزده روز ، و چون به بيست روز برسد كراهت آن به مرتبهاى شديد است كه قرض نمودن از براى آن ممدوح و مأمور به شده است « 3 » ؛ و اگر به چهل روز برسد بسيار بد و مذموم است و از منافيات ايمان است . « 4 » و استعمال نمودن نوره در اين دو موضع بهتر است از تيغ ، و تيغ كشيدن بهتر است از كندن . « 5 » و كسى كه نوره مىكشد در ابتدا قدرى از آن به نزديك دماغ خود ببرد و ببويد و صلوات بر حضرت سليمان بن داود عليه السّلام بفرستد و طلب رحمت از خداوند براى آن بنمايد . و عربى آن اين است كه « صلى اللّه على سليمان و اللّهمّ ارحم سليمان بن داود كما اتانا بالنوره » « 6 » . از جهت اينكه او را نسوزاند و از جهت بهجا آوردن حق تعليم آن جناب ، كه چون موى را بر ساق پاى بلقيس ديد خداوند آن را الهام فرمود به تركيب نمودن نوره كه يك جزو آن نوره و جزو ديگر كه اثر از آن است زرنيخ است . و از اينجا است كه در ميان مردمان مثل شده است كه عمل از زرنيخ است و اسم براى نوره است . و در حال نوره كشيدن و بعد از فراغ ، دعاهاى مأثوره را بخواند « 7 » و در آن حال ننشيند كه تشويش بههم رسيدن فتق است . « 8 » و در روز چهارشنبه نكشد كه روز نحس مستمرى است . « 9 » و در جمعه روايتى هست كه نكشد كه مورث برص است « 10 » ، لكن روايتى ديگر بر خلاف و بر مدح آن در آن رسيده است . « 11 » و
--> ( 1 ) . صدوق ، امالى ، ص 250 ، مجلس 50 ، ح 9 . ( 2 ) . مكارم الاخلاق ، ج 1 ، ص 139 ، رقم 535 ، ح 14 ؛ در اين روايت فقط عانه ذكر شده است . ( 3 ) . اصول كافى ، ج 6 ، ص 506 ، ح 9 و التهذيب ، ج 1 ، ص 357 ، رقم 1157 . ( 4 ) . خصال ، ج 2 ، ص 503 ، ح 7 . ( 5 ) . اصول كافى ، ج 4 ، ص 327 ، ح 6 ، و من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 68 ، رقم 263 . ( 6 ) . اصول كافى ، ج 6 ، ص 506 و 507 ، ح 13 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 67 ، رقم 256 و مكارم الاخلاق ، ج 1 ، ص 144 ، رقم 373 . ( 7 ) . اصول كافى ، ج 6 ، ص 507 ، ح 15 . ( 8 ) . من لا يحضره الفقيه ، ج 1 ، ص 67 ، رقم 257 . ( 9 ) . همان ، ص 68 ، ح 266 . ( 10 ) . همان ، ص 68 ، رقم 267 و 268 و خصال ، ج 1 ، ص 270 ، ح 9 . ( 11 ) . فروع كافى ، ج 6 ، ص 506 ، ح 10 و ص 507 ، ح 14 .